هیئت عاشقان خنده و پیروان شنگول

عاشقان شنگول و پیروان خنده

هیئت عاشقان خنده و پیروان شنگول

عاشقان شنگول و پیروان خنده

تعداد دختران مجرد بیشتر است یا پسران؟

 

واقعا تعداد دختران در سن ازدواج بیشتر از پسران است؟ این درست است که رشد جمعیت در کشور ما بحرانی شده است؟هنوز پاسخ این سئوال ها برای خیلی ها شفاف نیست.

به گزارش شنگول ۲۰۱۲ ، علی اکبر محزون مدیرکل دفترآمار و اطلاعات سازمان ثبت احوال مهمان کافه خبرشد تا به این سئوال ها و بسیاری دیگر از سئوال های ماپاسخ  بدهد.او در این گفت وگو به نکات خوبی اشاره می کند از جمله اینکه تا چند سال آینده هرم جمعیتی کشور تغییر می کند و تعداد پسران مجرد درسن ازدواج بیشتر از دختران می شود.او با استناد به  آمار می گوید که چند سالیست در کشور مشکل کاهش زادو ولد داریم و به رشد منفی نزدیک می شویم و از سوی دیگر باید منتظر سونامی کهنسالی در کشور باشیم.

مشروح گفت و گوی ما با مدیرکل دفترآمار و اطلاعات سازمان ثبت احوال را می خوانید:
موضوعی که مدتهاست بسیاری از کارشناسان جمعیت شناسی به آن اشاره می کنند کاهش جمعیت در سالهای آینده است و حتی خیلی ها شرایط را بحرانی می دانند ونسبت به منفی شدن رشد جمعیت در سالهای آینده هشدار می دهند.آمار شما هم این موضوع را ثابت می کند؟یعنی واقعا اوضاع بحرانی است؟
بله.برنامه اول توسعه کشور، اولین و آخرین برنامه ای بود که در آن سیاست های جمعیتی به صورت صریح و شفاف ذکر شده بود برابر احکام این برنامه نرخ رشد جمعیت باید از 3.2 در زمان تدوین برنامه اول به 2.3در سال 90 کاهش می یافت. این در حالی است که هم اکنون این نرخ، 1.25 است.
تعداد تولد مولود زنده به دنیا آمده به ازای هر مادر نیز در سال های برنامه اول توسعه رقمی معادل 4.6بوده است در حالی که مطابق این برنامه این رقم در سال 90 باید به 4 کاهش می یافت، هم اکنون با نرخ 1.8 نوزاد به ازای هرمادر مواجه هستیم که این موضوع حاکی از سیاستهای کنترل جمعیت در دهه های گذشته و تاثیرپذیری از تحولات جهانی است.در سال‌های 75 تا 89 کشور ما دوره گذار سنی جمعیت در دوره جوانی را سپری کرده است. اما با کاهش جمعیت ،کشور از سال 1410 به مرحله کهنسالی می رسد.بنابراین ساختار جمعیت کشور بحرانی است چون درصد سالمندان روبه افزایش است و از سال 90 وارد مرحله سوم گذار سنی جمعیت یعنی دوره میانسالی شدیم.این بدان معناست که در هرم سنی جمعیت کشور تعداد افراد 30 تا 64 ساله بیشتر از سایر گروه‌های جمعیتی خواهد بود. دلیل آن این است که متاسفانه سیاستهای کنترل جمعیت  در کشور بسیار جلوتر از برنامه پیش رفتند.مطابق برنامه اول توسعه کشور، نرخ رشد جمعیت باید از 3.2در زمان تدوین برنامه اول به 2.3 درسال 90 کاهش می‌یافت این در حالی است که هم‌اکنون این نرخ،به 1.25 رسیده است . جایگزینی حداقل یک دختر برای هر مادر ثبات جمعیت را تضمین می‌کند و در کنار این شاخص رشد جمعیت متناسب با میزان توسعه اهمیت دارد.

شما چه راهکاری برای افزایش رشد جمعیت دارید تا به رشد منفی نرسیم؟

متاسفانه قانون کنترل جمعیت از سال 60 همچنان پابرجاست و همچنان به فرزند چهارم دفترچه تامین اجتماعی و دیگر خدمات اجتماعی داده نمی شود باید این محدودیتها را دولت بردارد و قانون را بازنگری کند.اگر همین روش پیش رویم در آینده کشور نیاز به نیروی کار خارجی پیدا می کند و این می تواند یک تهدید برای کشور محسوب شود.

در کنار موضوع کاهش جمعیت یکی از بحث های داغ  جمعیتی کم تر بودن تعداد پسران نسبت به دختران و در نتیجه مجرد ماندن تعدادی از دختران است این موضوع صحت دارد؟
 بررسی آمارهای جمعیتی نشان می دهد که سن ازدواج برای دختران در جامعه 15 تا 29 سال و برای پسران 20 تا 35 سال برآورد شده است و افراد در این سنین بیشترین تعداد ازدواج ها را به خود اختصاص داده اند. در سال های قبل طی دوره ای تعداد دختران در سن ازدواج بیشتر از پسران شد که این امر مشکلاتی را برای دختران اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 ایجاد کرده بود،یعنی رشد جمعیت در این سال ها باعث شده بود تا تعداد دحتران نسبت به پسران 5 سال بزرگتر بیشتر شود چند سالی است که در گروه های سنی جمعیت جوانان تعادل برقرار شده است.اما بررسی ها نشان می دهد از سال آینده تعداد پسران در سن ازدواج بیشتر از دختران می شود یعنی تعداد پسران از دختران 5 سال کوچکتر بیشتر شود. تغییر در تعداد پسران و دختران در آستانه ازدواج تحول مهمی است که در یکی دو سال آینده در جامعه شاهد خواهیم بود. و در یک دهه آینده پسرهای در معرض ازدواج از دخترهای در معرض ازدواج بیشتر می‌شوند.بنابراین ،این تعادل در حال برهم ریختن تدریجی است که تا سال 1396 و یا 1397 ادامه خواهد داشت.

 
بنابراین تجرد قطعی میان دختران متولد دهه 50 و اوایل 60 در سال های آینده بیشتر از گروه های سنی دیگر است؟

در سال 85 تعداد دختران مجرد به یک میلیون نفر رسید که مطابق تحقیقات مشخص شد، اگر اختلاف سنی زوجین کاهش پیدا نکند و همین روند ادامه داده شود، بی شک تعدادی از دختران در تجرد قطعی باقی خواهند ماند. آن زمان اختلاف سنی زوجین تنها به عنوان یک هشدار تلقی می شد. باتوجه به اینکه بحث طلاق و بیوه شدن را هم داریم و برخی از زنان ایرانی به ازدواج دوم روی می آورند، همان شانسی که امکان دارد یک دختر مجرد برای ازدواج داشته باشد، با افزایش آمار بیوه شدن از دست خواهد رفت. در نتیجه اگر در گذشته حدود دو درصد از زنان 40 تا 54 سال در تجرد قطعی باقی می ماندند، الان این درصد علاوه بر آنکه زیاد می شود، سن تجرد نیز از 40 سال به 30 سال خواهد رسید که این بحث در سال 85 مطرح شد.

به نظر شما راه حا چیست؟شما چه راهکارهاری را پیشنهاد می دهید؟
علت اصلی این امر الگوی سنی ازدواج است که میان زن و مرد اختلاف سنی 5 سال رایج است و با این اختلاف سنی تعادل هر چند سال یک بار برهم می خورد(نمودار بالا) بر همین اساس باید چاره ای اندیشیده شود. در سال 89 تا 92 این حالت تعادل داشت اما از این سال که از سن میانسالی عبور می کنیم و وارد سن جوانی می شویم هرم معکوس می شود و تعداد پسران در سن ازدواج بیشتر از دختران می شود.الان تقریبا به تعادل رسیدم اما پیش بینی می شود که از سال 92 به بعد تعداد پسران بیشتر اوچ سال 97 و تا سال 1404 ادامه دارد.

اطلاع رسانی و آگاهی دادن درباره هم سن گزینی در میان جوانان و ترویج این الگو می تواند راهکاری برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج باشد.تاخیر در ازدواج از دلایل برهم خوردن تعادل جمعیتی جوانان در سن ازدواج است.
مشکل فعلی جامعه ما این است که مردان ما با دخترانی در سنین پایین‌تر ازدواج می‌کنند و تنها راه حل مشکل  این است که همسن‌گزینی همسری در کشور رخ دهد چرا که اگر تعداد پسران در سن ازدواج را با دختران در آستانه ازدواج با فاصله سنی دو یا سه سال نیز در نظر بگیریم تعداد دخترهایی که مجرد می‌مانند کمتر می‌شود.
اطلاع‌رسانی و آگاهی دادن در مورد همسن‌گزینی در میان جوانان و ترویج این الگو می‌تواند راهکاری برای حفظ تعادل جمعیت جوانان در سن ازدواج باشد.در کنار مطرح شدن مسائلی نظیر افزایش تعداد پسران و دختران ازدواج نکرده با سیاست‌های متغیر کنترل جمعیت در کشور، ثابت ماندن برنامه‌های کنترل جمعیت در ایران هم مهم است.

بنابراین همانطور که الان تعداد دختران در سن تجرد بالاست در آینده این اتفاق برای پسران رخ می دهد؟
بله.اگر ما سن تجرد قطعی را برای دختران 49 سال در نظر بگیریم تا چند سال آینده برعکس تعداد پسرانی که در سن 55 سال تجرد قطعی دارند بیتر می شود.البته موضوع تجرد قطعی  دختران هم بخشی خود خواسته است و برخی دیگر مربوط به این می شود که طلاق گرفته اند و تصمیم می گیرند تنها زندگی کنند.


آقای محزون بحث بعدی موضوع آمار طلاق است چرا  آمار متفاوتی از میزان طلاق اعلام می شود.مثلا سازمان ثبت احوال و اسناد آمار متفاوت دارند و بالاخره آخرین آمار نشان می دهد که طلاق رشد داشته یا کاهش ؟

اعلام آمار ازدواج و طلاق طبق ماده یک بند دال قانون ثبت احوال به عهده ماست اگر چه ثبت اسناد هم آماری را اعلام می کند. در سال 90 آمار ازدواج در ثبت احوال 874 هزار و 792 فقره بود که 41 هزارو 460 بیشتر ازآمار اسناد بود،همچنین طلاق 142 هزار و 841 بود که 2هزارو 78 مورد بیشتر از آن چیزی بود که سازمان اسناد اعلام کرده بود.
در سال 90 طلاق نسبت به سال89، 1/4 درصد رشد داشته است چون در سال89 ،137 هزارو 200 فقره و در سال 90، 142 هزارو 841 طلاق ثبت شده است.همچنین طلاق در سال 89 نسبت به سال 88، 1/9 رشد داشت .بنابراین طلاق رشد داشته اما نسبت به سال های قبل این رشد کندتر بوده است.البته موضوعی که باید به آن اشاره کنم این است که در سال 89 ما آمار دقیق تری از اردواج و طلاقهای ثبت شده داریم.

چرا؟
بررسی ما نشان می دهد که ثبت آمار ازدواج و طلاق به خاطریارانه ها رشد داشته است.به هرحال همانطور که می دانید برای دریافت یارانه ازدواج یا طلاق باید ثبت شود،بنابراین به خصوص در شهرستانها ازدواج و طلاق معوقه بسیاری ثبت شد.

بیشترین و کمترین آمار طلاق مربوط به کدام استانها هستند؟
برای ارائه آمار استانها به تفکیک باید جمعیت را در نظر گرفت برای همین ما نرخ خام جمعیت را در نظر می گیریم تا آمار دقیق تر باشد.نرخ ثبت طلاق به ترتیب البرز،تهران و خراسان رضوی بیشتر است و کمترین هم در سیستان بلوچستان ، بختیاری و ایلام.


این که می گویند ما باید در سال های آینده منتظر سونامی پیری در کشور باشیم درست است؟تعداد مرگ و میرنسبت به موالید چقدر است؟
برای مرگ و میر دو شاخص مهم وجود دارد،یکی طول عمر امید به زندگی و دیگری خود مرگ و میر است.در برنامه اول شاخص نرخ مرگ و میر 2/8 در هزار بود که به مسائل سلامت جامعه و بهداشت ارنباط داشت ودر سال 90، 6/5 در هزار بود.البته وقتی جامعه به سمت سالمندی پیش رود سن و مرگ و میر هم افزایش می یابد. البته باید به موضوع مرگ و میر کوردکان در سال 2010 هم اشاره کنم که مطابق امار سازمان بهداشت جهانی در این سال، مرگ گودکان زیر یک سال 4/23 در هزار و زیر 5 سال ، 31 در هزار بوده است که نسبت به سنوال قبل خیلی کاهش یافته است.

بررسی شاخص امید به زندگی نشان می دهد که سن سالمندی افزایش یافته است و در مناطق شهری 70 سال و زنان 73 سال است. شاخص امید به زندگی نمادی از طول عمر در شاخص های توسعه یافته تلقی می شود، شاخص امید به زندگی ایرانیان در سال 1359 برابر با 5/58 سال بوده است.شاخص امید به زندگی مردان و زنان در مناطق شهری بین سال های 1385 تا 1390 به ترتیب برابر با 9/70 و 15/73 سال است که این رقم در مناطق روستایی به ترتیب 98/67 سال و 9/69 سال بوده است.و اگر رشد جمعیت به همین منوال پیش رود ما مطمئنا ابتا تبدیل به جامعه ای میانسال و سپس پیر خواهیم شد .

و به عنوان آخرین سئوال جمعیت کشور در حال حاضر چقدر است؟
سال 90 جمعیت کشور ،75 میلیون و 263 هزارو 972 نفر بوده است که تا پایان اردیبهشت به 75 میلیون و 417 هزارو 226 نفر رسیده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد